خانه ای نساخته ام
پنجره ای نبریده ام
خرابه ام نه دیوار و نه در
هیچ کدام را ندارد
به
خلوتم
می آیی ؟
قند وشیرینی
چای وشربت
هیچ کدام را ندارم
به
خلوتم
می آیی ؟
................................................................................
پ .نوشت : تنهاتر شدن علتی است احتمالا برای مشکل گوئی این روزها
ثانیه هایم
{ جدای آنهایی که روی تاقچه ٬ کنار قرآن تک جزئی ست
جدای آنهایی که شکسته ٬ توی زباله دانی ست }
مابقی
چقدر پیر و فرتوت شده اند
...................................................................
ضرب المثل مربوط :
{ ابرهای بارانی شاهدند }
سه کنج این حجره ها نه پسر دنیا و نه دختر آخرتت شدم
کودکی هایم
می خواستم
میان برگ ها
رگبرگ امیدت شوم
سرخیِ دست، زیرِ خط کشِ تعلیمِ تقدیرت شوم
کودک که بودم
می خواستم
پیغمبرت شوم
من ----> تو ----> او
من ----> او ----> تو
تو ----> من ----> او
تو ----> او ----> من
او ----> تو ----> من
او ----> من ----> تو
بگو کدام را می پسندی ؟ ...