تبليغاتX
اهل بیت سخن
 

 

     

    توی گوش این برگ ها

    که گوشه هایشان مانند نوزادها کرک های ریز دارد

    نجوایت می کنم

    می دوی

    تا بیایی ببینی

    روی دستت نوازشش کنی

    ببوسیش

    انگار که

    روی ماه خدا را بوسیده ای *

    گوش ماهیم شدی

    نزدیک می آرمت

    تا صدای ساحل خیس  لبانت را

    بر گونه هایم

    احساس کنم

     

     

    .......................................................................

     *.نام کتاب داستانی از مصطفا مستور

     

     

     

    آخرین نوشته :

     

    هرآن که مسافر است اگر به موقع نرود ، هیچ گاه نمی رسد . برای همه هست .برای من هم امروز آمده و در زده است تا بروم .

    اینجا که بودم آرامشی هدیه داشتم از دوستان . پایدار باشد برای همه ...

    دعاگوی همه دوستانم هرکجا که باشند و باشم

     

     

    سفر همه مان به سلامت

     

     

     یک شنبه نوزدهم اردی بهشت سال یکهزار و سیصد و هشتاد و نه

    قم مقدسه

    میثم

     

     

+  یکشنبه 19 اردیبهشت1389